از سری نکات خانه داری

خواهرم برای سقط بستری بود،چون چندشبی قرار بود بمونه و بعدم میرفت خونه خودش و مامانمم میرفتن اونجا.چندوعده غذا برای پسر کوچیکه پخته بودن تو خونه که من نپختم اون گرسنه نمونه.من کلا معتقد به یک وعده پخت و یک وعده حاضریم.اما داداشم دو وعده را پختنی دوس داره.مامانمم برایش خوراک لوبیا پخته بودن شب بی شام نمونه.حضرت آقا لوبیاها را گذاشته بود و مایعات را خورده بود.منم دیدم داره اسراف میشه،چهار روز بود لوبیاها تو یخچال مونده بود.فرداش،سریع یک بسته سبزی قورمه از فریز درآوردم و یک بسته گوشت و تبدیلش کردمیکمرتبه مامانم ساعت ۱۱/۵صبح زنگ زدن با خواهرم و دومادمون و اون یکی خواهرام ناهار میان خونه.کی میرسن ۱۲ !!!!خداییش من با هر دستور پختی کته پختم به درد عمش خورد.اصلا کته بلد نیستم.اما خب زمان نداشتم.قورمه بخاطر حجم لوبیا و سبزی زیاد چون سه وعده ای پخته بودم کافی بود.فقط گوشتش را باید عینک میزدی پیدا میکردی،چون من گفتم گرونه کاملا ریز کرده بودماما برنج!!!!هیچی دیگه تا دوازده برسن یک دیس برنج درست بود.دوتا دیس شفته که با لبهات بازی نمیکرد،بلکه میچسبید به لبهات کنده نمیشدخواهرم میگفت چند روز لوبیا خیس کردی انقدر خوب پختهمنم میگفتم جنسش خوب بود ،صبح هوسی پختم.خلاصش که تو این گرونی اسراف نکنید.نخوردن تبدیل به احسن کنید.چون همون شفته ها را هم تبدیل به کوفته تبریزی کردم،خوردن گفتن چقدرخوشمزسپول پایش رفته بود.مفتی که نبود بریزم بره