آنچه شما خواسته اید!!!

بقدری این روزها در ورطه" بشکن بشکنه بشکن،من نمیشکنم،بشکن.از اینور بشکنم یار گله داره،از اونور بشکنم یارگله داره" زندگی مادر عزیزم را شکوندم.بخصوص هرآنچه برای عید خریده بودن.دیگه فرمودن تو دست نزن که کار نکردنت بهتر از کار کردنتهخواستم تجربه ام را باهاتون به اشتراک بزارم که اگر نمیخواهید تو خونه فعالیت کنید،این بهترین راهه.فقط قبلش زره بپوشید که از صدمات در امان بمونید.

............

من آدم شکمویی هستم،در همین راستا و در راستای رژیم،دیشب دوتا لقمه نون و پنیر کنار افطار کردن مادرم خوردم و گفتم من شام نمیخام.واقعا هم میلم به شام نبود تااااااا ساعت یک که هرکاری میکردم،"ای شکم خیره به نانی بساز" درونم گفت من گشنمههههه زن ،بنده چون رژیم هستم،ترک خرید هله هوله کردم و چون انبانم پر از خالی بود،دست به دامان اسنپ..فود شدم که خدا خیرش نده.معلوم نبود کدوم بازه ،کدوم بسته.هی هم نوشت ۲۴۰تا مرکزمون بازه.حالا من هرچی انتخاب میکردم،همه بستهبالاخره با کمک گوگل جان یکجا را یافتم که باز بود و خداییشم غذاش عالی بود.فقط تنها نکتش این بود که تا الان ،ساعت دوشب دم در خونه از پیک غذا نگرفته بودم و توفضای رمانتیک نیمه تاریک آشپزخونه به شکم رسیدگی نکرده بودم که این مهم هم حاصل شد.نکته اخلاقیش اینجاس که هرچقدرم رژیم دارین،یک چیزی برای این گرسنگی های بی وقت در نهانخانه نگه دارید که نصف شب دم در نرید.

مرور سالی که گذشت!

از اونجایی که شاعر با بنده هم عقیده است که از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن،بنده نیز هیچ یادآوری از سال گذشته ندارم.زندگی حرکتی بسمت جلو است.اگر قراره از اشتباهاتت درس بگیری،در لحظه شکستت باید بگیری که اگر نگرفتی،بعدا با مرور آنچه گذشت هم به هیچی نمیرسی.پس اگر اذیتتون کردم،خوب کردم و زین پس هم همینمبه پیشواز سال جدید میریم

مار نمادثروت است ،چون در ادبیات در خرابه ها بر روی گنج ها خانه داره.امیدوارم در سال جدید اگر ثروتمند هم نشدیم،خدا برکت به همون یک قرون دوزار تو جیبمون بده.

درپناه حضرت حق ،سال جدیدتون پیشاپیش مبارک عزیزانم.

فرصت طلبی!

انقدر عمه فرصت طلبیم که یک کاری داشتم تو تخصص الیشاع،از بنده خدا با پررویی تقاضا کردم برام انجام بده،چون خودم سختمه دنبالش بگردم.خواستم بگم همینقدر فرصت طلبم.حالا تخصصاتون را به عمه بگین نیاز داره

پ.ن:درسته که اعتراف میکنم سواستفاده گر هستم.اما گاهی تخصص های ما جایی به درد یکی از بچه های وبلاگی میخوره.در حد راهنمایی کمک کنیم گره از کار فروبسته کسی باز میشه.

عمه کرمو:)))

امروز برا یک کار بانکی رفتم بانک،کارمندش جای اینکه حواسش را بده من،کله اش را تو گوشی کرده بود.منم وسطاش حوصلم سر رفت.بعد چون تو قسمتی بود که کارمند جلوش شیشه نبود،منم کاملا کج شده بودم و باهاش تو گوشیش را میخوندم.یکی دوجا هم میخواستم راهنماییش کنم داره اشتباه میکنه،اما خب کظم غیض کردم.میدونم خیلی خوبم شمام عاشقمیداما محیط کار جای گوشی بازی نیس

حال خوش سیری چند؟

یک سوال شرعی داشتم،رفتم تو سایت سوال کنم‌هرچی نشستم از اون شما نفر دهم هستید دیدم جابه جا نشد.رفتم یکی دیگه ،نگاه نکردم تقسیم بندی شده و تو بخش سوالات مالی و بانکی دارم،سوال شرعی زنونه میکنم.چقدرم که ادیبانه و محترمانه برای طرف نوشتم سوالموبعد دوساعت جواب داد شما باید از کاربر شماره فلان و فلان سوال زنونه بپرسید.منم که حرصم گرفته بود گفتم حالا دسترسی ندارم،شما جواب نمیدین؟نوشت نخیر خانم!!!هیچی دیگه منم تو بخش امتیازات بهش صفردادمنوشته بود علت بگین.نوشتم به دلیل نداشتن علم کافی در پاسخ دهیبعد رفتم اون قسمت بانوان سوالم را کردم.فقط چون سوالم بسیار مبهم بود ما یکربعی چت کردیم تا همه زوایا معلوم بشه و جواب جامعیت داشته باشه.اما همونجا فهمیدم مورد دیگه ای که باعث خوب شدن حالم میشه ،یافتن این سایتها و پرسیدن سوالات بیربط از بخشهایی هست که نمیخوان جواب بدن و امتیاز کم دادن به کاربرمربوطه است.