راههای رفع افسردگی:مزاحمت مجازی:))

همه میدونن من یکی از عاشقای فرش های دستباف بخصوص فرش ابریشم هستم.انقدر دوست دارم که سالها به دنبال آموزش بافتش رفتم.اما از اونجا که توی شوره زار هرچی آب بریزی بازم همونه،از من هم قالی بافی درنیومد.از اونجا که چندوقتی بود،حال روحی و جسمی داغونی را طی میکردم و هیچ چیزی حالم را بهبود نمی بخشید،تصمیم گرفتم برم تو اینستا و مشغول دیدن پیج های فرش تمام ابریشم دستباف بشم.واقعا زیبایی نفس گیری دارند.رفتم پیج یک فروشنده و مودبانه قیمت یکی دوتا فرش را پرسیدم و اصلا امید نداشتم به این زودی جواب بده.بنده خدا که خیلی مودب بود اما درعین حال فکر کرده بود،قلابش به ماهی چاق و چله ای خورده که دوساعت با من تعارف تکه پاره کرد و چون من اینطرف خط از خنده سرکارگذاشتن مردم ریسه رفته بودم ،مامانم مدام میگفتن زشته با سرکار گذاشتن مردم میخندیاما خیلی باحال بود.فرش ساده ای بود با نقش دوتا طاووس و سایز یک در یک و نیم متر،قیمت هم ناقابل ۱۶۰میلیون تومن!!! که شرایط اقساطی هم با منت فراوون که تو اولین بارته و...در دوقسط مبلغ باید پرداخت میشد.هیچی دیگه به سوراخ گشاد جیبم نگاه کردم و تشکر کردم.اما خدا خیرش بده و به کاسبیش برکت.چون یک افسرده بتمام معنا را شاد کرد.

نظرات 9 + ارسال نظر
لیمو شنبه 18 اسفند 1403 ساعت 11:18 https://lemonn.blogsky.com/

بدتر از همه اینکه با یک دوست شوت بری خرید! ما یکبار خرید داشتیم و خب موجودی یک مبلغ مشخص بود که متناسب با خرید هم بود اتفاقا. بعدش ایشون جلوی فروشنده مدام پیشنهاد مدلهای گرونتر و سایز های متفاوت میداد. مثلا ما قالیچه میخواستیم میگفت خب فرش سه متری بخر دیگه!

از این کارهام کردم،یکجور کرم درونیه عمه

قره بالا جمعه 17 اسفند 1403 ساعت 16:07

عمه من بودم گریه میکردم با این قیمتا

عمه جان کار از گریه گذشته

monparnass پنج‌شنبه 16 اسفند 1403 ساعت 02:34 http://monparnass.blogsky.com

عمه ...
شادی مشغول بشور و بساب بود
و فرصت و حال نوشتن نداشت
با این حال اومد و چیزی نوشت
تو که ماشالله برای خودت کلی ناز داری
و تن به این کارها نمیدی
و هفته های اخیر همش از تخت ریاست
- تختخواب ...!!! -
پست هات رو نوشتی
پس دیگه چرا کم پیدایی ؟
چرا ...؟
ان شا الله خوبی ؟

عمه جون اومدم بنویسم،بلاگ اسکای سه روز سرکارم گذاشت و بالا نیومد،منم تلگرام نوشتمتقصیر من نبود،تقصیر بلاگ اسکای بی تربیته

رضوان چهارشنبه 8 اسفند 1403 ساعت 08:21 https://nachagh.blogsky.com/

مامان تون متوجه شدند دارین فرش راقیمت می کنید؟حتما احتمال می دادند دارین برای کسی هدیه میخرین.فرش ابریشم یه در یک و نیم صد و شصت میلیون؟1

آره،چون اول بمامان طرح را نشون داده بودم تا با هم سرزیباییش به توافق برسیم
درحقیقت قالیچه است،اما چون ابریشم است و دست باف شد۱۶۰میلیون ناقابل

نرگس سه‌شنبه 7 اسفند 1403 ساعت 17:00 https://nargesi1370m.blogfa.com/

زندگی یادم داد با کوچکترین چیزها کودکانه شادی کنم..

عمه منم عین تو به تَرک ذیوارم میخندم گاهی وای به روزی یکی بیرون بی افته یاخودم بی افتم بادباکاردک جمم کنن از اونجا مگه چندباردنیامیایم؟چندبارزندگی میکنیم؟ مشکلات سختی همیشه هست شادبودن هنرتواین دنیاغمناک عمه جان

هنربزرگیه ننه،ایشالا که همیشه لبت به خنده باز بشه

رامین سه‌شنبه 7 اسفند 1403 ساعت 13:33

چقدر خوب که با اینجور چیزها شاد میشید

من آدم سختی نیستم.زندگی یادم داد با کوچکترین چیزها کودکانه شادی کنم.

دوشنبه 6 اسفند 1403 ساعت 22:37 https://alihazrat.blogsky.com

ایول داری

قربونت

ماهش دوشنبه 6 اسفند 1403 ساعت 22:12 http://badeyedel.blogsky.com

عمه چه کارا می کنی!؟
منم تو دبیرستان یه دوست داشتم زنگ میزد به آتش نشانی و اوژانس و اینا سر کارشون میزاشت!؟ نگو این کارم کردی!؟

عمه خیلی حال میده
نه دیگه هیچوقت با جاهایی که با جون آدمها کار داره بازی نکردم.اما اونموقع که آیدی کالر نبود از روی کتاب همراه که شماره تلفنها تویش بود با آبجی کوچیکه روزایی که کسی خونه نبود رندوم زنگ میزدیم ملت فوت میکردیم میخندیدیم

سمیرا دوشنبه 6 اسفند 1403 ساعت 21:51

سلام عمه جانم شما سرگرمی هاتونم لاکچری و فرهیخته طوره ماشاالله امیدوارم همیشه شاد باشید

سلام دخترقشنگم‌تو بمن محبت داری عزیزم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد