ظرفیت تکمیل!

دیشب جایی مهمونی بودیم.موقع برگشت من صندلی کمک راننده نشسته بودم.راننده همزمان که داشت قفل فرمون را باز میکرد و از صاحبخونه که کنار ماشین ایستاده بود تشکر میکرد و ...حواسش یک دفعه پرت شد و قفل فرمون را جای اینکه بزاره کنار پای من اون پایین،کوبید روی زانوی من و گذاشت پایین.البته هنوز هم متوجه اتفاق رخ داده نبود و خداحافظیش را کرده بود و گفت ظرفیت تکمیله؟بریم؟گفتم نه نصف ظرفیتمون پرید نمیتونیم بریمنگاهش تو ماشین چرخید و گفت تکمیله که.گفتم نخیر زانوی بنده مورداصابت قفل عصایی قرار گرفته ،نصف ظرفیت پریده

نظرات 4 + ارسال نظر
لیمو شنبه 17 آذر 1403 ساعت 12:41 https://lemonn.blogsky.com

ای مادر چطور خودت رو نگه داشتی که جیغ نکشی؟ من بودم الساعه متوجهش میکردم ظرفیت مرفیت رو

فضا فضای جیغ نبود ننه

فال سه‌شنبه 6 آذر 1403 ساعت 23:34

مهدول که خودتی

آن پایِ مبارکِ لامذهب را از سر راه بردارید تا مورد اصابت غیر قرار مگیرد.

مزید امتنان است که گفته مان مقبل افتاده گردد

فکر کنم اینو فهمیدی دیگه. اونقدر متون ثقیل خوندی دیگه حرف ما بیسوادا رو نمیفهمی مهدول



مهدول

اصلا دیگه فهمیدم به چی حساسی دیگه ول نمیکنم


مهدول

بهت میگم فولی
نمیشود
متاسفانه مقبول نیفتاد
خودم از همه عالم بی سوادترم
فولی
کشته میشوی ننه با یک قهوه قجری
فولی

فال دوشنبه 5 آذر 1403 ساعت 20:27

مقاومت کن مهدول!

اون پای لامصبم از جلو پا بردار!


اینو نگرفتم چرا؟

ماهش جمعه 25 آبان 1403 ساعت 12:34 http://badeyedel.blogsky.com

عمه جان چرا هی بد میاری؟!
این طور موقع ها دلت رو به خدا نزدیک کن

عمه جون من آفتاب لب بومماما برای همه تو یک تایمی حادثه زیاد پیش میاد.فقط بقول مامانم کسی تو ذهنش نگه نمیداره من به همه میگم
چشم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد