تا شما مشغول پاسخ دادن به چالشین.از اونجا که مادرجان بخاطر پاگشای عروس کل دل و روده منزل را ریختن بیرون و بنده برخلاف هرسال که در اینمواقع نقش کلفت اعظم ناصری را بازی میکردم و جانفشانانه کار میکردم.جوری که در پایان حتی دامادها که فقط دستشون به تنبانشونه تا نکنه دست از پا خطا کننمیگفتن اصا خونه کن فیکون شده.امسال بنده به دلیل اینکه، دست به هرجای بدنم بزنی دردناکه و مشغول تعمیراتم و نمیتونم کمک کنم.گفتم بپرسم از شما فرزندانم کسی هست در راه خدا جانفشانانه مفتکی بیاد کمک ننه جانم
خیر دو دنیا را ببره
خدا شاهده ناراحت میشم فک کنید من خودم روی تخت خوابیدم و دارم نیروی کار طلب میکنم
اگر توی یک شهر بودیم قطعا میومدم
قربون محبتت بشم عمه

از آنجاکه برای نزول اجلال عروس خانوما باید خانه مادر شوهرا دسته گل باشه در آن روز ها همه وسایل لازم را از دسترس دور کرده در انبار جا سازی کنید.
عمه بوخودا من هر روز یه جای این یه ذره جا رو تمیز میکنم باز فردا بهم ریخته س
مرا معذور دار ای بانو
فدات بشم عمه جونم.
عمه جون، از عروسمون دیگه نمینویسی
قربونت برم عمه



فعلا نوچ.بعدا یکجا خوارشوور بازز درمیارم مینویسم
باور کن عمه جان، اگه تو یه شهر بودیم و در شرایط عادی زندگی، باور کن از صمیم قلبم میومدم واسه کمک

فقط استراحت کن لطفا 

قربون محبتت برم عزیزم،یک دنیا ممنونم

